ميرزا حسن حسينى فسايى

826

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

به خرج بلوكات رفته بود از كيسه خود به خزانه عامره رسانيده ، طلبكار از محل گرديد . و عيد نوروز سنه اودئيل خيريت دليل در بيست و سيم ماه شوال [ 1281 ] « 1 » اتفاق افتاد و اعليحضرت شاهنشاه ممالك عجم ، جشن نوروزى را به اكمل وجوه به پايان رسانيدند و مملكت فارس در ظل اقبال حضرت اسعد امجد و الا شاهنشاه‌زاده اعظم ظل السلطان منتظم و اهالى آن در مهد آسايش بودند . و چون ماه محرم سال 1282 « 2 » آمد ، اعليحضرت قوىشوكت ظل اللهى ادام اللّه تعالى عمره العالى در راه رضاى خداى متعال مشغول تعزيه‌دارى جناب خامس آل عبا ( ع ) گرديدند و روز بيست و پنجم اين ماه به جانب فيروزكوه نهضت فرموده و در همين ماه حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك شيرازى كه به شرف نيابت توليت آستانه رضويه على صاحبها الف ثناء و تحيه سرافراز و برقرار بود ، بعد از گذشتن از هشتاد مرحلهء زندگانى در مشهد مقدس به رحمت ايزدى پيوست و لقب قوام الملكى به خلف الصدقش ميرزا على محمد خان شيرازى ارزانى گرديد و خلف الصدق ديگرش ميرزا فتح على خان صاحب ديوان به ايالت شوشتر و دزفيل « 3 » و نواحى عربستان عجم برقرار گرديد و ميرزا حسن على خان دريابيگى به لقب جليل نصير الملكى نايل و سرافراز گرديد . و هم در اين سنه [ 1282 ] : نواب اشرف و الا ، احتشام الدوله والى كوه‌گيلويه و بهبهان براى نظم ايلات و وصول ماليات پشتكوه و فرار از گرمى هوا ، در اول برج جوزا از بهبهان با فوج قشقائى و سوارهء مقدم آذربايجانى حركت نموده ، در صحراى طسوج « 4 » از نواحى چرام پشتكوه كه چشمه‌هاى گوارا و هوائى خنك در دامنهء كوه اشكر « 5 » و ساورز « 6 » كه بيشتر اوقات پر از برف است رحل اقامت بينداخت و به اين وسيله نظمى كامل در ايلات پشتكوه داده شد و در ماه صفر اين سال بزرگان و اعيان فارس از فحاشى و بدزبانى جناب ميرزا محمد قوام الدوله وزير فارس و اهالى حرفت و بازار شيراز از سوء سلوك گماشتگان جناب معزى اليه رنجيده‌خاطر بودند ، شورش عام نموده ، گرد خانه و منزل قوام الدوله را گرفته ، كار به تير و تفنگ كشيد تا آنكه عقلاى شهرى از قبيل جناب حاجى شيخ يحيى امام جمعه و جناب حاجى شيخ محمد حسين شيخ الاسلام و جناب ميرزا حسن على خان نصير الملك حاضر گشته غوغاى مردم را فرو نشانيدند و جناب قوام الدوله مايهء اين فساد را ميرزا على خان بيگلربيگى شيراز دانسته به عرض امناى دولت رسانيده او را مقصر دولتى قلم داد و در اين فتنه حاجى رضاى قاسى به هيچ وجه مداخلتى نداشت ، ليكن مشير الملك ميرزا ابو الحسن خان شيرازى كه در اين وقت در طهران توقف داشت و كينهء ديرينه از ميرزا على خان بيگلربيگى و حاجى رضاى قاسى در دل داشت ، عواقب اين غوغا و فتنه را به اقبح وجهى به عرض امناى دولت رسانيده ، حكم قتل اين دو نفر از مصدر جلال

--> ( 1 ) . برابر با 21 مارس 1865 . ( 2 ) . برابر با 20 ژوئن 1865 . ( 3 ) . همان ( دزفول ) است . ( 4 ) . ( طسوج همان تسى است ) . فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم . ( 5 ) . ( كوه اشكر كوه‌گيلويه ، كوه بزرگى است ميانه قريه طسوج ناحيه چرام و قريه پيچاب ناحيه باوى كوه‌گيلويه . ) فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم . ( 6 ) . ساورز : ( ميانه طسوج ناحيه چرام كوه‌گيلويه و ديلگان ناحيهء بويراحمد كوه‌گيلويه است . ) فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم .